در این باره

کتاب‌خوان؛ پیش از هر چیز تلاشی برای پاسخ‌ به یک نیازِ شخصی ست. تلاش برای بهترشدنِ حالِ خودم. برای اطمینان از اینکه روزها به بطالت نمی‌گذرند. و چون در این هفت سال ـــ از سال ۱۳۹۰ تا امروز، به‌‌تجربه دیدم که حاصل این تلاش همواره چیزی از من را هم با خود دارد، و چون صدا شخصی‌ترین ویژگی هریک از ماست،‌ تصمیم گرفتم «گزیده» بخوانم و بیش از پیش نگران محتوایی شدم که قرار است با این صدا منتشر شود. از آن روز به بعد زیاد نمی‌خوانم. تنها کتابی را با صدای بلند در جمعِ‌ شما می‌خوانم که خودم خوانده باشم، فهمیده باشم و با عقلِ الان خودم و البته با مشورت‌هایی که می‌گیرم، به نظرم رسیده باشد که برای این روزهای همه‌مان خوب است. اساساً به زیاد خواندن،‌ و همه‌چیز خواندن، اعتقادی ‌ندارم. فکر می‌کنم باید «گزیده» خواند، و گزیده‌ها را «بسیار» خواند یا اگر دست داد بسیار «شنید».

امیدوارم کتاب‌خوان تجربه‌ی خوبی برای شما باشد، آنقدر خوب که آن را بسیار بشنوید و به دوستان و نزدیکان‌تان هم پیشنهاد کنید.

با احترام
کتاب‌خوان