در این باره

کتاب‌خوان؛ پیش از هر چیز تلاشی ست برای پاسخ‌‌دادن به یک نیازِ شخصی؛ تلاش برای بهترشدنِ حالِ خودم، برای اطمینان از این‌که روزها به بطالت نمی‌گذرند. و چون در این هفت سال (از سال ۱۳۹۰ تا امروز)، به‌‌تجربه دیدم که حاصل این تلاش، همواره چیزی از من را هم با خود دارد، و چون صدا شخصی‌ترین ویژگی هریک از ماست،‌ تصمیم گرفتم «گزیده» بخوانم و بیش از پیش نگران محتوایی شدم که قرار است با این صدا منتشر شود.

پس، از آن روز به بعد زیاد نمی‌خوانم. و تنها کتابی را با صدای بلند و در جمعِ‌ شما می‌خوانم که اطمینان پیدا کرده باشم برای این روزهای همه‌مان خوب است. به «همه‌چیز خواندن» اعتقادی ‌ندارم. و فکر می‌کنم در فرصت کوتاهی که در اختیار داریم، باید «گزیده» خواند، گزیده‌ها را «بسیار» خواند ـــ و یا اگر دست داد، آن‌ها را بسیار «شنید».

نیز باید این نکته را هم با شما در میان بگذارم که: تلاش کتاب‌خوان، ایجاد آشنایی بیشتر مخاطبان فارسی‌زبان با کتاب‌ها و نویسندگانی ست که ممکن است به علت دشواری محتوا، کم‌تر به سراغ‌شان برویم. بنا بر این، شنیدن نسخه‌ی شنیداری کتاب‌ها را، جایگزین خواندنِ آن‌ها توسط خود شما نمی‌دانم و اگرچه که ممکن است بخش عمده‌ای از کتاب را از این طریق به گوش شما برسانم، اما همواره شما شنوندگان عزیز را به خرید کتاب‌‌ها،‌ مراجعه به متن اصلی آن‌ها و نیز یافتنِ دیگر آثار نویسندگان تشویق می‌کنم.

در آخر امیدوارم کتاب‌خوان تجربه‌ی خوبی برای شما باشد،
آنقدر خوب که آن را بسیار بشنوید و به دوستان و نزدیکان‌تان هم پیشنهاد کنید.

با احترام
کتاب‌خوان